نفس و آقاییش
عشق از راه دور
دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طــول انجامد ضعیف می شود ، و اگر تماس تداوم یابد به ابتذال کشیده می شود ، و تنها با بیم، امید، تزلزل، اضطراب، دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات نا آشناست. دنیایش دنیایی دیگر است... «دکتر علی شریعتی» تند تند ،اهسته ،چه فرقی دارد؟؟ تو به هرجور که دلت خواست بیا...! تو فقط زود بیا... انگاری همین دیروز بود که هیجان صداشو پشت تلفن حس میکردم وقتی تو حافظیه داشت واسم از آینده و دوست داشتنش میگفت.. پ.ن.دخمله؟؟تو برگرد...مارو دوستای واقعیتم حساب نکردی..نکردی! اگه دلتون لرزید و گوشه چشمتون اشکی افتاد..برا من و آقایی هم دعا کنید ماه به ماه هفته به هفته و ساعت به ساعت می گذرد! بی رحمانه و سرسخت میگذرد! البته گاهی.. گاهی که فاصله دستانم با توچند میلیمتر و فاصله لبهایمان چند سانتیمتر! کم مانده باران ببارد.. آن وقت به بهانه باران ساعتی در آغوش میگیرمت... بدون ترس از حرف مردم زیر چتر بی فاصله بی اضطراب و استرس و شاید.. شاید بشود تورا یواشکی بوسید! دور از دیدرس عقده های مردم مسمم به فوران! آری .. زمان میگذرد و ساعتی دیگر در ارابه ای سهمگین فرسنگ ها از تو دورم فرسنگها و ساعت ها آنجاست که عکس لحظه های با تو بودن تنها لحظه ای آرامم میکند و بغضی که به واسطه مردانگی فرو خواهم خورد سخت است بانو دوری از تو سخت است امانم را بریده چه خوش لحظاتی بود "دوستت دارم بانو.." ---------------------------------------------------------------- +اینو روز آخر که با هم بودیم نوشتم و گفتم وقتی برسم مشهد بذارمش اینجا یادگار بمونه.. +بازم میگم بانوی من..دوستت دارم
بانوت فدات شه جیگرکم من به اندازه ی وسعت عشق تو دنیا را فهمیدم ...نه بیشتر و نه کمتر.بمان و همه ی دنیا را نشانم بده.همه اش را میخواهم! *نفس* عشقم؟بهت گفته بودم لحظه های با تو بودنو صدبار مرور میکنم مبادا چیزی ازش تو ذهنم کم بشه؟ آقایی؟؟؟سه روزه که مطمئن ترم کردی تو انتخابم! مرسی که اینقد منو روز به روز بیشتر به خودت مطمئن میکنی... فردا دارم میرم مسافرت و نیستم..الانم ب وب همتون سر زدم و خوندم ولی چون سرعتم افتضاحه نمیشه نظرگذاشت.. عیدو پیشاپیش به همتون تبریک میگم...از همتون میخوام لحظه ی تحویل سال به یادم باشید و برا من و آقاییم دعا کنید..خیلی دوستون دارم..برمیگردم به اندازه ی تک تک سانتیمترهای این جاده ی ناتمام... که سالهاست می جنگد من و تو را از هم بگیرد نمیدانم امشب کدام ابر از سر تو گذشته؟ که من این گونه مست بارانم! کدام نسیم گونه ات را نوازش کرده که من در اشتیاق بوسیدن هوا خود را سرزنش میکنم.....
با امروز ۴ماه و ۱۴ روزه که از دیدن روی ماهت محروم بودم:( می دانم که میان این فاصله ها منبع: وبلاگ مسافران پاییز(مارال)
رازقی عزیزم منم بهت تبریک میگم و میدونم و مطمئنم که خیلی بیشتر از بقیه زوج ها قدر زندگیتونو میدونید و عاشقانه تر زندگی میکنید...تک تک لحظه های بودن با عشقت نوش جونت بعد از چند روز پیگیری و دویدن میگن باید کلا سربازی قبلیشو حذف کنه و دوباره دفترچه پست کنه..که کلی طول میکشه و اگه معاف نشه فقط علاف شدیم.یا اگه نمیخواد معافی جدیدش بررسی بشه همون یک اردیبهشت باید اعزام شه..که تا اون موقع بهبودی بعداز عملش کامل نشده و کلی سختشه.. هردومون کلافه ایم.نمیدونیم چیکار کنیم.. میگم عزیزم غصه نخور هرچی پیش بیاد خوبه میگه کجاش خوبه من اینجا تو اونجا.. ولی کاریش نمیشه کرد.بعضی وقتا بدجور کم میارم و به روی خودم نمیارم! اگه بگم دعامون کنید خیلی جمله تکراری گفتم؟ الهی دردش به جونم میتونه با عصا راه بره ولی همش درد و سرگیجه داره.. جوجوش دورش بگرده مامانش گفت زودی خوب میشه بی عصا راه میره خدایا زود خوبش کن به بلندای سالها صبوری و عشق... ماهگرد دیگه ای که مثل همه ی ماهگردها دور از هم و به یاد هم گذشت. ادامه مطلب برا آقاییم: نفس..ته پست قبلو بخون!
مثل سهراب دیگر جنس تنهایی من شیشه نیست که راحت شکند ،مثل اهن شده است...!
ادامه مطلب
من عاشق این احساس نابتم آقایی خودم..همینجوری بمون..حتی یک ذره هم عوض نشو..همینجوری میخوامت مهربونم..این روزای دوری تشنه ترمون میکنه و کیفیت زندگیمونو بالا میبره..شک نکن ماه من..شک نکن به نفعمونه..ولی دلتنگی رو نمیشه انکار کرد.دلتنگیاتو بیار پیش خودم.برام بهونه بگیر..غر بزن.لوس شو..همه اینام شیرینه برام:)
ادامه مطلب
چقدر عشق و عشق و عشق جا مانده بود.
می دانم که جاده، تمام این سالها غریب ترین واژه زندگیتان شده بود.
می دانم که تمام آن روزها و لحظه ها
جدایی و دلتنگی چه بر سر قلب و روحتان آورده بود.
می دانم که برای یک لحظه دیدن هم
چقدر بیتابی و انتظار کشیدید.
می دانم که خطوط یک در میان جاده ها
چقدر آزاردهنده میشد
وقت برگشت از دیدار.
می دانم که امروز مرور خاطره آن سالها
هم لبخند می آفریند و هم اشک.
میدانم که وقت شب بخیرها
بدون لمس گرمی دستهای هم
خواب بیگانه میشد با چشمهایتان.
می دانم که دوری میان همه ی آن روزهای سخت
حتی لحظه ای
نتوانست عشق را بگیرد از دلتان.
می دانم که باز هم با هیچکدام از این کلمه ها
نمی توان احساس را آنطور که باید، بیان کرد
اما یقین دارم که میان همین واژه های بی سر و ته
می شود عشق را دید و لمس کرد
همانطور که در این چند سال
با همین کلمه ها
چقدر عاشقانه عاشقی کردید.
می دانم که در این زمانه بی رحم
که برای دوست داشتن تاوان سنگینی باید داد
چقدر تحمل و صبوری را تاب آوردید
تا عشق دیگر غریب نباشد
میان روزمرگی آدمها.
می دانم که چقدر تلخ و شیرین گذشت بر روزهایتان
وقت کنار هم عاشقانه نفس کشیدن و
دور از هم با خیال روزهای خوش
گرم و صمیمی و دلتنگ
لبخند زدن.
![]()
آره وافعا راست میگه
![]()
طناز جون نامزدیت با آقا هومن رو بهت تبریک میگم ایشالا خوشبخت بشین عزیزم![]()
برچسبها: ماهگرد
ادامه مطلب

top.window.moveTo(0,0);
if (document.all) {
top.window.resizeTo(screen.availWidth,screen.availHeight);
}
else if (document.layers||document.getElementById) {
if (top.window.outerHeight
